شاعرانه
 

شاعرانه
 

به نام خود خدا /سلام / پاي پنجره نشستم/كوچه خاكستري باز زير بارون/من چه دلتنگتم امروز/انگار از همون روزاست حال و هوام رنگ توا/کوچه دلتنگ توا...خودت خواستی که من مجبور باشم

»
» (13) شعر
(3) جوانان بخوانند
(3) يه صفحه از دفتر خاطراتم
(2) طنز و داستان
(0) پست های انتقالی


 
پيچك
...
پروانه آبی/خسته از تنهایی
مونا/نیایش
غزاله/دفتر عشق
حمید
سارا/تالار آیینه
شبانه/دل نوشته ها
شعرای دلم وسه دلتون
علیرضا/با من بیا

.::تالار گفتمان::.
بازديد هاي امروز : 1
بازديد هاي ديروز : 4
بازديد هاي اين ماه : 74
كل مطالب : 25
كل بازديد ها : 4656
ايجاد صفحه : 0.34375
ثانيه

 

tarik roshan (21)

: نام 
: ايميل
اضافه    حذف

 

براي موناي عزيزم 3:43 AM جمعه، 2 اردیبهشت هزار و سیصد و نود
 

 مونا جان این پست رو تقدیم میکنم به تو

قسم می خورم به جوونیم تا وقتی که تو به وبلاگت دست نزدی من سراغ وبم نمیام.

دوستت دارم عزیزم و همیشه آرزو می کنم صبور و شاد باشی و غصه های زندگیتو صبورانه پشت سر بزاری.


 

 

موضوع: شعر |  نویسنده: tarik roshan | نظرات 12    

 
 
 

فروغ 9:31 PM شنبه، 27 فروردین هزار و سیصد و نود
 

 

دیشب به یاد تو و آن عشق دل انگیز بر پیکر خود پیرهن سبز نمودم


زلفم افشان کردم بر سر شانه،بند آردم ز سر گیسویم آهسته گشودم

چشمانم را ناز کنان سرمه کشاندم

در  آینه بر صورت خود  خیره شدم باز،بند از سر گیسویم آهسته گشودم

آنگاه به  خود  گفتم صد  افسوس که او نیست

چون پیرهن سبز ببیند به تن من،با خنده بگوید که چه زیبا شده ای باز!

او نیس که در مردمک چشم سیاهم تا خیره شود عکس رخ خویش ببیند

این جامه سبز به چه کار آیدم امشب،کو پنجه او که در آن خانه گزیند.

آینه شکست و فغان کرد که از شرح غم خویش

ای زن چه بگویم که شکستی دل ما را.



 

 

موضوع: شعر |  نویسنده: tarik roshan | نظرات 3    

 
 
 

مغرور 4:18 AM جمعه، 19 فروردین هزار و سیصد و نود
 

 ابر بارنده به دریا می گفت:

                                   من نبارمتو کجا دریایی؟

در دلش خنده کنان دریا گفت:

                            ابر بارنده تو خود از مایی!

 

      خیلی ناراحت بودم که یه مدت نمیتونستم مطلب بزارم و پیشتون باشم.


 

 

موضوع: شعر |  نویسنده: tarik roshan | نظرات 6    

 
 
 

غريبه اما... 12:46 PM سه شنبه، 3 اسفند هزار و سیصد و هشتاد و نه
 

من هيچ وقت آشناي ديروزم را از ياد نمي برم

من هيچ وقت با غريبه ها آشنا نميشم

من هيچ وقت گريه هامو نشون آشنام ندادم

من هيچ وقت آشناي آشنام نبودم

من هميشه بزرگتر از خودم بودم

من هيچ وقت عاشق نميشم چون فقط يك بار

فقط يك بار از آتش گذشتن كافيست 

من سرا پا چشمم،من سرا پا گوشم

براي يك دم يك لحظه يك آن

ببينم بشنوم كه آشنايم مرا صدا كند

به شادي به خشم يا حتي به نفرت

چرا كه تنها نفرت است كه از عشق پديدار مي شود

و

من از آشنام نفرت دارم

.


 

 

موضوع: يه صفحه از دفتر خاطراتم |  نویسنده: tarik roshan | نظرات 17    

 
 
 

انتقام 12:47 PM دوشنبه، 18 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و نه
 

فکرشو کن یه شب با هم یه گوشه ای تنها باشیم

با چهار تا دیوار و یه سقف جدا از این دنیا باشیم

من باشم و تو باشی و یه جفت دلهای بیقرار

فرصت خوب انتقام از لحظه ای انتظار 

فکرشو کن عروسکم به اون شب پر التهاب

چشمهاتو روی هم بذار ، امشب به یاد من بخواب

فکرشو کن دستهای من رو قلب تو جون بگیره

دل دل بیقرارتو

قلب تو نه آروم بگیره نه ساعتی باشه که شب سر بره و تموم بشه

نه هیچ کسی سر برسه ، ثانیه ای هروم بشه

چشمهاتو روی هم بذار ، امشب به یاد من بخواب

امشب به یاد من بخواب...



 

 

موضوع: يه صفحه از دفتر خاطراتم |  نویسنده: tarik roshan | نظرات 22    

 
 
 

آرامش و عذاب 11:01 AM شنبه، 16 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و نه
 

یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی میکردن. پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تیله هامو بهت میدم؛ تو همه شیرینیاتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد.
پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو به دختر کوچولو داد. اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینیاشو به پسرک داد.
همون شب دختر کوچولو با ارامش تمام خوابیدو خوابش برد. ولی پسر کوچولو نمی تونست بخوابه چون به این فکر می کرد که همونطوری خودش بهترین تیله اشو یواشکی پنهان کرده شاید دختر کوچولو هم مثل اون یه خورده از شیرینیهاشو قایم کرده و همه شیرینی ها رو بهش نداده


نتیجه اخلاقی داستان
عذاب وجدان همیشه مال كسی است كه صادق نیست

آرامش مال كسی است كه صادق است
لذت دنیا مال كسی نیست كه با آدم صادق زندگی می كند
آرامش دنیا مال اون كسی است كه با وجدان صادق زندگی میكند.


 

 

موضوع: طنز و داستان |  نویسنده: tarik roshan | نظرات 2    ادامه مطلب

 
 
 

فرهنگ لغت: خاله،عمه،دایی،عمو 11:53 AM چهارشنبه، 13 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و نه
 

خاله ، عمه ، دایی ، عمو

 

 

 

خاله

معنای لغوی : خواهر مادر

معنای استعاره ای : هر زنی که بامادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد .

نقش سمبلیک : یک خانم مهربان و دوستداشتنی که خیلی شبیه مادر است و همیشه برای شما آبنبات و لباس می خرد .

غذای مورد علاقه : آش کشک.

ضرب المثل : خاله را میخواهند برای درز ودوز و گرنه چهخاله چه یوز. خاله ام زائیده، خاله زام هو کشیده. وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نمیشناسه. اگه خاله ام ریش داشت، آقا داییم بود .

زیر شاخه ها : شوهر خاله: یکمرد مهربان که پیژامه می پوشد و به ادبیات و شکار علاقه مند است. دختر خاله/پسرخاله: همبازی دوران کودکی  که یا در بزرگسالی عاشقش می شوید اما با یکی دیگه ازدواجمی کنید یا   باهاش ازدواج می کنید اما عاشق یکی دیگه هستید .

مشاغل کاذب : خاله زنک بازی، خاله خانباجی .

چهره های معروف : خاله خرسه، خالهسوسکه.

داشتن یک خاله ی مجرد در کودکی از جمله نعمات خداوندی است .


 

عمه

معنای لغوی : خواهر پدر

معنایاستعاره ای : هر زنی که با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/هر زنی که مادر چشمدیدنش را نداشته باشد .

نقش سمبلیک : به عهده گرفتن مسئولیت در موارد ذیل : ۱جواب همه ی حرف های بدی که میزنید . مثال :  عمته … ۲ – جواب همه ی محبت هاییکه می کنید. مثال: به درد عمه ات می خوره … ۳- توجیه کلیه ی بیقوارگی ها/رفتارهاینامتناسب شما (تنها برای دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتی . ۴ – خیلی چیزهای بدِدیگه. از ذکر مثال معذوریم

غذای مورد علاقه : شله زرد، سمنو .

ضربالمثل : ندارد (تخفیف به دلیل   تعدد در   نقش های سمبلیک)

زیر شاخه ها : شوهر  عمه: یک مرد   پولدار که   سیبیل قیطانی دارد  . پسرعمه/دخترعمه: همبازیدوران کودکی   که در بزرگسالی حالتان را به هم می زنند .

چهره های معروفعمه لیلا .

ترجیع بند : دختر که رسید به بیست، باید به حالش گریست. (شما رونمی دونم ولی من اینو از عمه ام می شنوم نه از خاله ام)

داشتن یک عمه کهدر توصیفات فوق صدق نکند جزو خوش شانسی های زندگی است.


 

دایی

معنای لغوی : برادر مادر

معنایاستعاره ای : هر   مردی که با   مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/هر مردی کهپتانسیل کتک خوردن توسط پدر را داشته باشد .

نقش سمبلیک : یکی از معدودمردانی که   هر چند به سیاست علاقه مند است اما حس گرمی به شما می دهد، همیشهحرفهایتان را می فهمد و می شود پیشش گریه کرد .

غذای مورد علاقه: فسنجون .

ضرب المثل : عروس را که مادرش تعریف کنه، برای آقا داییش خوبه. اگه خالهام ریش داشت آقا داییم بود .

زیر شاخه ها :   زن دایی: یک زن چاق و شاد کهخیلی کدبانو است و جلوی مادر قپی می آید .  پسردایی/دختردایی: همبازی دوران کودکی   که در بزرگسالی   مثل یک همرزم ساپورتتان   می کنند .

چهره های معروف :  علیدایی، دایی جان ناپلئون .

ترجیع بند : همه چیز زیر سر این انگلیساست .

سعی کنید حتما حداقل یک دایی داشته باشید .


 

عمو

معنای لغوی : برادر پدر

معنایاستعاره ای : هر   مردی که با   پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد .

نقشسمبلیک : یکی از مردانی   که شما   همیشه باید بهش بوس بدهید و بعد بروید   کارتونببینید  تا او با پدر حرفهای جدی بزند. یکی از مردانی که مادر به مناسبت آمدنش قرمهسبزی می پزد و همیشه وقتی می رود پدر ساکت شده، به فکر فرو می رود .

غذایمورد علاقه : قرمه سبزی، آبگوشت .

ضرب المثل : عقد دختر عمو پسر عمو را درآسمان بستند .

زیر شاخه ها :  زن عمو :  یک   زن خوشگل   که زیاد به شماتوجه نمی کند و خودش را برای مادر می گیرد، دخترعمو/پسرعمو: همبازی دوران کودکی  کهاگر تا هجده-بیست سالگی دوام آورده باهاش ازدواج نکنید خطر را از سر گذرانده اید .

مشاغل کاذب : بازی در قصه های ایرانی .

چهره های معروف :  عموزنجیرباف،  عمو یادگار، عمو پورنگ .

داشتن یک   عمو ی   پولدار خیلی خوب است .


 

 


 

 

موضوع: طنز و داستان |  نویسنده: tarik roshan | نظرات 13    

 
 
 

داستانی که فقط کافیه عمیق بخونیش 6:43 AM جمعه، 8 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و نه
 

 

پادشاهی پس از اینکه بیمار شد گفت: "نصف قلمرو پادشاهی‌ام را به کسی می‌دهم که بتواند مرا معالجه کند".

تمام آدم‌های دانا دور هم جمع شدند تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد، اما هیچ یک ندانست.

تنها یکی از مردان دانا گفت: "فکر کنم می‌توانم شاه را معالجه کنم. اگر یک آدم خوشبخت را پیدا کنید، پیراهنش را بردارید و تن شاه کنید، شاه معالجه می شود".

شاه پیک‌هایش را برای پیدا کردن یک آدم خوشبخت فرستاد....

آنها در سرتاسر مملکت سفر کردند ولی نتوانستند آدم خوشبختی پیدا کنند. حتی یک نفر پیدا نشد که کاملا راضی باشد.

آن که ثروت داشت، بیمار بود. آن که سالم بود در فقر دست و پا میزد، یا اگر سالم و ثروتمند بود زن و زندگی بدی داشت. یا اگر فرزندی داشت، فرزندانش بد بودند. خلاصه هر آدمی چیزی داشت که از آن گله و شکایت کند.

آخرهای یک شب، پسر شاه از کنار کلبه‌ای محقر و فقیرانه رد میشد که شنید یک نفر دارد چیزهایی می‌گوید. "شکر خدا که کارم را تمام کرده‌ام. سیر و پر غذا خورده‌ام و می‌توانم دراز بکشم و بخوابم! چه چیز دیگری می‌توانم بخواهم؟"

پسر شاه خوشحال شد و دستور داد که پیراهن مرد را بگیرند و پیش شاه بیاورند و به مرد هم هر چقدر بخواهد بدهند.

پیک‌ها برای بیرون آوردن پیراهن مرد توی کلبه رفتند، اما مرد خوشبخت آن قدر فقیر بود که پیراهن نداشت
!!!

 


 

 

موضوع: شعر |  نویسنده: tarik roshan | نظرات 9    

 
 
 

رموز موفقیت 11:29 AM پنجشنبه، 30 دی هزار و سیصد و هشتاد و نه
 

 

 

 

به اهداف بزرگ بیندیشید.ذهن خود را به مسایل جزیی در گیر نکنید.خواستن توانستن است.غیر ممکن وجود ندارد.از شکست نهراسید و آن را تجربه بدانید.بزرگترین اشتباه این است که از اشتباه بترسیم.تا انسان خطر را تجربه نکند به موفقیت نمیرسد.یک فرد باید تا آخر عمر تجربه بیاموزد.برای مشکلات راه کار تنظیم و عملا اجرا کنید.از ذهن و نیت خارج شده عملگرا باشید.این جهان جهان تغییر است نه  تقدیر.سعی کنید تغییر و تحول ایجاد کنید.زود خسته نشوید.برای مدت طولانی برنامه داشته باشید.بزرگی می گوید:اگر آدمی در دنیا کاری انجام داد و موفق شد معنی آن این است که همه آدمها می توانند آن کار را انجام دهند و موفق باشند.

موفق باشید.

در جوانان بخوانند ادامه دارد...


 

 

موضوع: جوانان بخوانند |  نویسنده: tarik roshan | نظرات 17    

 
 
 

خداحافظ پاييز 9:19 PM یکشنبه، 28 آذر هزار و سیصد و هشتاد و نه
 

 

...چرا وقتی پرواز را به من آموختی

سقوط را برایم معنا نکردی...؟

...چراوقتی بادسته گل مهرمیهمان قلبم شدی

از پژمرده شدن گلها برایم نگفتی...؟

...چرا وقتی دست دردستم نهادی

از تنهایی آینده دستانم نگفتی...؟

...چرا وقتی امیدم بودی

از روزهای نا امیدی برایم نگفتی...؟

...چرا وقتی عشقم شدی

...از مرگ قلبهای عاشق برایم نگفتی

...چرا وقتی کنارم بودی

از ساعات تلخ جدائی برایم نگفتی...؟

...تو نگفتی ونگفتی ونگفتی

...ولی با رفتنت

...تموم ناگفته ها را گفتی

 

  من پاییزو خیلی دوست دارم.حالا که روزای آخر پاییزه دلم خیلی گرفته.۲روز دیگه  باید باهاش خداحافظی کنم.من پاییزو به خاطر همه خاطرات تلخ عاشقانه به خاطر غروب غم انگیزش به خاطر غربتش همیشه دوست خواهم داشت.در ضمن من امتحاناتم نزدیکه ممکنه نتونم فعلا آپ کنم.ممنون از اینکه تنهام نمیزارید
 

 

موضوع: شعر |  نویسنده: tarik roshan | نظرات 37    

 
 
 

نخوني از دستت رفته 9:09 PM جمعه، 19 آذر هزار و سیصد و هشتاد و نه
 

یاد دارم در غروبی سردوسرد

                                    می گذشت از کوچه هامان دوره گرد

                                                داد میزد:

 کهنه قالی می خرم دسته دوم جنس عالی می خرم

     کاسه و ظرف سفالی می خرم گر نداری کوزه خالی می خرم

اشک در چشمان بابا حلقه زد

                              عاقبت آهی کشید بغضش شکست

                                    آخر ماه است و نان در سفره نیست

                        ای خدا شکرت ولی این زندگیست!؟

بوی نان تازه هوشش برده بود...اتفاقا مادرم هم روزه بود

            خواهرم بی روسری بیرون دوید

                              گفت:آقا! سفره خالی می خری؟!

     گفت:آقا! سفره خالی می خری؟!

                                       گفت:آقا! سفره خالی می خری؟!


 

 

موضوع: شعر |  نویسنده: tarik roshan | نظرات 22    ادامه مطلب

 
 
 

آينده نگري 11:46 AM یکشنبه، 7 آذر هزار و سیصد و هشتاد و نه
 

 بر خدا توکل کنید نگران آینده نباشید مشکلات آینده را به امروز نیاورید برای آینده برنامه ریزی کنید و دست به کار شوید.اعتقاد داشته باشید که در دنیا برای هر کس جایی و شغلی هست.همت بلند داشته تا در جای مناسب قرار گیرید.

آینده را از دریچه وحشت نگاه نکنید.آرام باش توکل کن تفکر کن آستینها را بالا بزن آنگاه خواهی دید که دستان خدا زودتر دست به کار شده.کار امروز را به فردا نیندازید بلکه کار فردا را امروز انجام دهید.این خودت هستی که زندگی را باید بسازی پس از صفر شروع کن و سعی کن زندگی را با تمام سختی ها شیرین سازی.زندگی تمرین صبوری است با مرور زمان صاحب همه چیز خواهی شد.

زندگی نهالی است که با صبر بار می دهد و عمارتی است که سازندگانش سخت کوشانند.

در جوانان بخوانند ادامه دارد...

اگه حالشو داشتی برو به ادامه مطلب


 

 

موضوع: جوانان بخوانند |  نویسنده: tarik roshan | نظرات 13    ادامه مطلب

 
 
 

گم شده 10:13 AM یکشنبه، 30 آبان هزار و سیصد و هشتاد و نه
 

 من یه چیز با ارزشمو گم کردم

از امروز صبح دارم تو دلم گریه می کنم دعا کنید پیداش کنم

آخه خیلی برام عزیزه

بدون اون تمرکز ندارم

خدایا

Cry


 

 

موضوع: شعر |  نویسنده: tarik roshan | نظرات 9    

 
 
 

عينكي 8:37 AM سه شنبه، 25 آبان هزار و سیصد و هشتاد و نه
 

 

 بی مقدمه شروع می کنم

نمی دونم عینکی هستی یا نه اگه عینک به چشت باشه می دونی که لنزش هر قدر هم کثیف باشه اذیتت نمی کنه چون بس به چشات نزدیکه کثیفیاش رو نمی بینی.

تو هم مثل عینکم بودی!

چون انقدر نزدیک به خودم احساست می کردم که هیچ بدی و زشتی ازت به چشمم نمی اومد.

(یه صفحه از دفتر خاطراتم)


 

 

موضوع: يه صفحه از دفتر خاطراتم |  نویسنده: tarik roshan | نظرات 9    

 
 
 

مي ترسم 1:21 PM چهارشنبه، 19 آبان هزار و سیصد و هشتاد و نه
 

 می ترسم              

                             می ترسم این قصه تمام شود و سطر آخر آن تو نباشی...

و کلاغ پری به خانمان برسد که گردن آویز نقره تو را به منقار دارد

       می ترسم

                                  می ترسم!


 

 

موضوع: شعر |  نویسنده: tarik roshan | نظرات 11    

 
 
 

اصول زندگي 12:47 AM چهارشنبه، 12 آبان هزار و سیصد و هشتاد و نه
 

 در تمام مراحل زندگی دیواری بین گذشته حال و آینده بکشید دیروزی را که دیگر وجود ندارد و فرداییکه هنوز به وجود نیامده در کار امروز دخالت ندهید.این حقیقت را بپذیرید که زندگی هرگز به یک روال نخواهد بود پس صبور باشید.کسی که از آنچه دارد راضی نباشداگر صاحب تمام دنیا هم بشود باز ناراضی و بینواست.ما چقدر دیر متوجه می شویم که زندگی یعنی همین لحظاتی که با شتاب سپری می شود.کاری بودن از جوهر های مردانگی است کارتان را آغاز کنید توانایی انجام آن به دنبالش میآید.امروز همان فرداییست که دیرز آرزوی امدنش را داشتی پس شروع کن.

در جوانان بخوانند ادامه دارد...


 

 

موضوع: جوانان بخوانند |  نویسنده: tarik roshan | نظرات 17    

 
 
 

نرو 10:36 PM یکشنبه، 2 آبان هزار و سیصد و هشتاد و نه
 

 

چرا حس می کنم هستی کنارم/چرا این رفتنو باور ندارم

چرا گم می کنم روزو شبامو/چرا حس می کنم داری هوامو

چرا هستی میون خوابو رویام/چرا پد می شی تو حرم نفسهام

دارم نفس نفس نبودنت رو کم میارم/می خوای بری تو رو به این ترانه می سپارم

ولی نرو نرو بمون

نرو که جز تو چاره ای بجز خودت ندارم/نرو بمون نرو بمون نرو بمون کنارم

آخه ترانه هام همش بهونتو می گیرن/اگه بری همه کهنه می شن بی تو می میرن

اگه بری چشامو پشت جاده جا میزارم/اگه بری خود بارون می شم برات می بارم

دارم نفس نفس نبودنت رو کم میارم/می خوای بری تو رو به این ترانه می سپارم

ولی نرو نرو بمون

نرو که جز تو چاره ای بجز خودت ندارم/نرو خیال نکن بدون تو دووم میارم

 

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com           تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

 


 

 

موضوع: شعر |  نویسنده: tarik roshan | نظرات 13    

 
 
 

قلب 1:55 AM یکشنبه، 25 مهر هزار و سیصد و هشتاد و نه
 

 آرزو دارم فقط یک بار سرت را روی سینه ام بگذاری

تا تپش نا منظم قلبم را احساس کنی.

ولی از این می ترسم که قلبم به احترامت

بایستد.

 

 


 

 

موضوع: شعر |  نویسنده: tarik roshan | نظرات 10    

 
 
 

نا اميد 10:13 PM پنجشنبه، 22 مهر هزار و سیصد و هشتاد و نه
 

 حالا که امید بودن تو در کنارم داره می میره

منمو گریه ممتد نصفه شبو دوباره دلم می گیره

 

حالا که نیستی و بغض گلومو گرفته چه جوری بشکنمش

بیا و ببین دقیقه هایی که نیستی اونقده دلگیره

 

که داره از غصه می میره...


 

 

موضوع: شعر |  نویسنده: tarik roshan | نظرات 5    

 
 
 

فروغ 5:40 PM پنجشنبه، 30 اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و نه
 

 همه ی عمر آدمی

همشیه بر سر و به پای

بغضی کهنه و تازه

تباه می شود

لجاجتی سمج و آزار دهنده

با اینکه می بیندش

اما غرور لا مصب اجازه نمی دهد

که کمی تا قسمتی آفتابی شود

نه اینکه مهرو محبتی در کار نباشد

که از قضا هست

ولی فقط درون من با خود

و نه رو در روی او

عجب

...

 

خوب آن روز خاطره را به یاد دارم

که شانه های مردی مهربان

از هجوم گریه لرزیدو لرزید

گفتم گریه ات را ندیده بودم عزیز

گفت می بینی

و دیدم که تنها عشق است

که این چنین زخم کاری می زند

و زخم های من همه از عشق است

عشق

.


 

 

موضوع: شعر |  نویسنده: tarik roshan | نظرات 2    

 
 
 

سلام 5:55 PM پنجشنبه، 2 اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و نه
 

 

 

 


 

 

موضوع: شعر |  نویسنده: tarik roshan | نظرات 3    

 
 


 
-->

كدهای جاوا وبلاگ




...

*
*
*
*

This free script provided by

www.000.com

www.00000000000000000000000000.com